خرید بک لینک
پدرم گویی از آسمان آمده بود با دروغ بیگانه بود شیر مردی از جنس صداقت از تبار بهار که با بدی سر سازش نداشت از دهانش صفا می بارید و از چشمانش مهربانی پا بر روی موری ننهاد اما با رفتنش قلب مرا آتش زد من و درختباغ بودپر برگ و درختباغ پر گل و پر باروبرباغ پر پرنده و سرسبزمن چون پرنده ایسبکبال و نغمه خوانمست و رقصانمن و درختهر دو غافل از خزانخزان آمدزد به باغباغ خشکیددرخت برگ و بارشریختمن بال و پرم

برچسب: نویسنده: نیکی مقدم تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:27

صفحه بندی